تبليغاتX
بزرگان - اخوان ثالث
پنجشنبه بیست و چهارم دی 1383
اخوان ثالث

مهدي اخوان ثالث(م.اميد)در سال 1307 هجري شمسي در توس مشهد متولد شد.پدرش عطار بود(عطار طبيب)و اصلا اهل نهرج يزد بود كه به مشهد كوچ كرده بود و در انجا بزرگ شده بود و همسري مشهدي انتخاب كرده بود.اخوان نخست به  موسيقي روي اورد,ولي به زودي توسط پدر از اين كارمنع شد و كم كم به شعر روي اورد و نخستين شعرهايش  را در همان قالبهاي كلاسيك 

سرود و سپس به انجمن هاي ادبي مشهد راه يافت .از نظر تحصيل,تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در شهر زاد بوم خود به پايان برد و در سال 1327 به تهران كوچ كرد و به استخدام وزارت اموزش و پرورش درامد و به عنوان معلم و مدير مدرسه در روستا هاي اطراف ورامين مشغول به كار شد.سپس به تهران منتقل شد و با راديو و تلويزيون و فرهنگ ايران به همكاري پرداخت.نخستين شعرش را در مشهد در سال 1323 (تاريخ احتمالي است)يعني حدود هفده سالگي سرود.اين شعر يك مثنوي است به نام""سه قطره يا داستان دوستي ها""كه در كتاب ""ترا اي كهن  بوم و بر دوست دارم""چاپ شده است.

وي در خرداد 1326 تحصيل در دوره هنرستان در رشته اهنگري را به پايان رساند و در تهران به معلمي پرداخت.در سال 1329 با ايران اخوان ثالث(دختر عمويش)ازدواج كرد و در سال 1330 اولين مجموعه او به نام "ارغنون""چاپ گرديد.در سال 1331 زندگي مشترك خود را اغاز كرد و  داراي شش فرزند شد.در سال 1332 پس از كودتاي ننگين نظامي دستگير و مدتي زنداني شد.

او در سال 1345 در پي منازعه اي خصوصي براي بار دوم دستگير شد.

اخوان كه از سرشناس ترين چهره هاي شعر معاصر است با حضور چهل ساله خود در عرصه شعر و ادب,كارنامه درخشاني از خويش به يادگار گذاشت و يكي از تاثيرگذارترين شاعران عصر خود به شمار مي رود.گر چه اخوان از سنين نوجواني به سرودن شعر در قالب هاي كلاسيك روي اورد,ولي پس از اشنايي با شعر نو ونيما و سرودن شعر در قالب نيمايي بود كه به شهرت رسيد.در حقيقت گر چه اخوان ثالث چه پيش از اشنا يي با شعر نيمايي و چه بعد از ان شعر هاي زيادي در فالب هاي كلاسيكي چون غزل,قصيده ,قطعه و مثنوي سروده اما اهميت و شهرت شعر او تنها به خاطر شعرهاي نو نيمايي اوست.

مهدي اخوان ثالث كاروان سالار شعر معاصر در تاريخ 29 تير ماه 1369 براي معالجه در بيمارستان مهر تهران گرديد كه در ساعت 10:30 شب يكشنبه فوت كرد و در روز 12 شهريور جنازه اخوان از بهشت زهرا به مشهد حمل گرديد و در جوار ارامگاه فردوسي به خاك سپرده شد.

 

              در آن پر شور لحظه

دل من با چه اصراري ترا خواست،

و من ميدانم چرا خواست،

و مي دانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده

كه نامش عمر و دنياست ،

اگر باشي تو با من، خوب و جاويدان و زيباست .

 

               

نوشته شده توسط نیما در 11:7 | | لینک به این مطلب